طراحی صنعتی (طراحی نوین)
 
 
این وبلگ در زمینه تخصصی طراحی صنعتی ایجاد شده است.
 

 تئوری فعالیت (Activity theory) در اتحادیه شوروی سابق و به عنوان یک روان شناسی فرهنگی، تاریخی توسط ویگوتسکی (Vygotsky) و لیونتف (Leont'ev) در 1978به وجود آمد. این تئوری بر شیوه های انجام فعالیت های انسانی و درک روابط آن، متمرکز شده است. در این تئوری، تجزیه و تحلیل، بر تمام فعالیت به عنوان یک واحد، صورت می گیرد. تئوری فعالیت به عنوان روشی تحلیلی برای زمینه وسیعی از موضوعات استفاده می شوند که شامل این موارد است: تعامل انسان و کامپیوتر (human–computer interaction)، طراحی محصول (Product Design)، سیستم های اطلاعاتی (information systems)، طراحی رابط کاربری (interface design) ، جوامع کنش ها (communities of practice)، آموزش و غیره.

 تاریخچه تئوری فعالیت

تئوری فعالیت از موسسه روانشناسی مسکو بویژه توسط سه نفر محقق جوان با استعداد به نامهای سمنیوئیچ ویگوتسکی (1934-1896)،رومانوئیچ لوریا (1977-1902)و نیکولاویج لئونیتیف (1979-1903)سازماندهی شد . در این میان مقالات ویگوتسکی بسیار دامنه دار تر و متنوع تر بود. اما در اینجا ما تنها به بخشهای مربوط به تئوری فعالیت وی اشاره می نمائیم :

ویگوتسکی

        ورنیکا ، مقالات ویگوتسکی را مورد بحث قرار می دهد . ابتدا اظهار می کند، هدف زندگی ویگوتسکی ، خلق یک روانشناسی مناسب برای تحقیق در مورد هوشیاری بود. او اظهار داشت خود آگاهی از تعامل ذهن با دنیا و یک نسبت روابط بین اهداف ذهنی و اهداف عینی ترکیب یافته است . ویگوتسکی همچنین یک مفهوم فرایندهای میانجی گری ذهنی ابتدائی (طبیعی )، به وسیله ابزارهای روانشناسی (لوازم مصنوعی برای تسلط بر فرایندهای ذهنی )و درونی ، ارائه نمود .

   ویگوتسکی انگیزه اصلی برای تئوری  فعالیت را با معرفی نظریه " ابزار " به عنوان یک شکل از اقدامات واسطه ای (که ظاهراشرقی است و باید به تغییر اهداف ذهنی منجر شود)ارائه نمود.

        لورا آنرا اینگونه تشریح می کند:

ویگوتسکی گمان می کرد که فرایندهای ذهنی بالاتر از منشاء جامعه است ،او پیشنهاد کرد که ساده ترین شکل رفتار (انسان هوشیار )می تواند در ابزارها یا علائم مورداستفاده برای رسیدن به یک هدف قطعی ،آشکار گردد.او بجای یک طرح اولیه_____  R  S ) بازتاب R=، محرک S=)یک طرح جدید S__X__R)

بازتاب =R،ابزار یا علامت =X،انگیزه =( S  پیشنهاد نمود.

        بنابراین لورا روی این مطلب بحث می کند ،تشریح پدیده پیچیده ای مانند فعالیت انسان درست فرض شده است در آن شبکه ای غنی از روابط ضروری به نظر می رسد.

لئونیتیف

پس از مرگ  ویگوتسکی ، لئونیتف رهبر گروه تحقیقات تئوری فعالیت شد . و  این چهارچوب رااز راههای جدید توسعه داد. این مقاله تنها می تواند مقالات لئونیتیف را بازنگری کند . بسیاری از تئوریهای فعالیت امروز از کار لئونیتیف سرچشمه گرفته است .

          ابتدا لئونیتیف روانشناسی حیوانات را مطالعه کرد . جستجو کردن در حالات مختلف که حیوانات هم می توانند فعالیتهای ذهنی داشته باشند .او نتیجه گرفت که اصل بازتاب پاولف (شرطی شدن ) یک توضیح کافی از رفتار حیوانات نبود و اینکه حیوانات یک رابطه فعال با واقعیت دارند ، که او آنرا فعالیت نامید . به طور مثال رفتار سردسته بالاتری مانند شامپانزه ها  از تکوین چند مرحله ای میمون با استفاده از ابزارهای اجرای نقشه ها ، توضیح داده می شود.

سپس لئونیتیف موضوع را به سمت انسان سوق می دهد و خاطر نشان می کند که افراد در کارهایی که در جهت ارضاء نیاز خودشان نیست ، داخل نمی شوند .اما حتی  در جهت ارضاء احتمالی یک نیاز همکاری و مشارکت می کنند . 

   اغلب این اقدامات در یک زمینه اجتماعی تقسیم کار ، مفهوم می یابد. این مساله او را به تفاوت میان فعالیتها (ارضاء نیاز و اقداماتی که این فعالیتها را تشکیل می دهد ) هدایت می کند.

   لئونیتیف همچنین بحث می کند که فعالیت بوجود آمده، در فعالیت ذهنی  کدامیک از افراد باز تاب یافته است اینها مطالب واقعی است که  در این مفاهیم مهم از هوشیاری ارا ئه شده اند.

 

 

تئوری فعالیت در غرب

تئوری فعالیت ، در تعداد کمی نشریات در مجلات غربی در خارج از اتحادیه جماهیر شوروی سابق تا اواسط دهه 1980 تا زمانیکه بوسیله محققین اسکاندیناوی بدست آورده شد ، ناشناخته  باقی ماند (اولین ماکره بین المللی روی تئوری فعالیت تا سال 1986 منعقد نشد ). مقالات مطرح شده در خارج از شوروی سابق مربوط به ناردی در سال 1987 است که توسط مقالات انگستروم مطرح شد: " یادگیری بوسیله توسعه دادن "        و این در تئوری فعالیت که دوباره تنظیم گردید به نتیجه رسید. بر اساس یادداشتهای کوتی اصطلاح تئوری فعالیت در دو مفهوم مورد استفاده واقع می شود :

 اشاره به شوروی سابق یا اشاره به بین المللی بودن آن ، به کار بردن جامعه چند صدایی ایده هائی اصیل و توسعه دادن مجدد آنها .

        بعضی از تغییرات کار لئونیتیف سیستماتیک هستند . اگر چه بیان لئونیتیف آشکار است و به خوبی ساختار بندی شده است اما آن ساختار بخوبی تنظیم انگستروم نیست . کاپتیلین اظهار نمود که انگستروم یک طرح فعالیت متفاوت از طرح (لئونیتیف) پیشنهاد کرده است و آن شامل تاثیر سه عامل بر یکدیگر است :

وجود فرد ، موضوع و جامعه  ، بجای دو ترکیب کننده فرد و موضوع در طرح اصلی لئونیتیو است .بعضی تغییرات در ظاهر با عقاید وارد شده از تئوری تعامل انسان –کامپیوتر معرفی شده بود . برای مثال نظریه " ابزار " که در طرح لئونیتیف نبود ، معرفی شد . همچنین نظریه جامع هدف ذهنی در دهه1970و 1980  معرفی شده بود . لئوتیتیف به پیوستن فعالیت کار اشاره می کند اما تنها افرا د و نه گروهها بعنوان موضوعاتت فعالیت می باشند .

http://www.newdesign.ir/images2/2012-9-7-acivity-1.jpg

مدل انگستروم (1987 )

 

تئوری فعالیت و سیستمهای اطلاعات 

کاربرد تئوری فغالیت در سیستمهای اطلاعات از کار "بنی ناردی " و "کاری کوتی " سرچشمه گرفته است . رویکرد ناردی به اختصار در پی می آید:

      ناردی می گوید تئوری فعالیت بعنوان یک ابزار توصیفی ، به نسبت یک تئوری پیشگوی قوی ، نیرو مند و شفاف است . هدف تئوری فعالیت درک وحدت میان خود آگاهی و فعالیت است.

 تئوری فعالیت بحث می کند که هوشیاری  مجموعه ای جدای ازبحث های ( تصمیم گیری ،طبقه بندی ، به خاطر آوردن )نیست و مطمئنا آنها را در نظر گرفته است .

          تقریبا هوشیاری درهمه  فعالیتهای  روزمره قرار گرفته است :  " شما آنچه که انجام می دهید هستید "  ناردی همچنین استدلال می کند که فرایند های تئوری فعالیت یک عقیده محکم از میانجی گری پیشنهاد می کند همه تجارب انسان بوسیله سیستمهای ابزار و علاماتی که ما استفاده می کنیم ، شکل گرفته است به علاوه او هویت بعضی از علایق تئوری فعالیت را بیان می کند مانند هوشیاری ، روابط بین افراد و اشیاء و نقش آثار هنری در زندگی روز مره . او توضیح داد که یک اصل پایه در تئوری فعالیت وجود دارد و آن عقیده خود آگاهی است که مرکزی برای تخلیه فعالیت است . ویگوتسکی تشریح می کند که خود آگاهی به عنوان یک پدیده طبیعی است که وحدت توجه ، نیت ، حافظه ، استدلال ،صحبت کردن و ........است .تئوری فعالیت با آن تاکید خود بر روی اهمیت انگیزه و خود آگاهی که- فقط به انسانها متعلق است –می بیند که افراد و اشیاء ذاتا متفاوت هستند . در یک سیستم افراد با گره ها  و یا واسطه ها تنزل نمی یابند مانند بعضی چیزها یی که از این طریق برای افراد و ماشینها قالب بندی شده ، دیده نشده است.

 ناردی بحث میکند که رشته تعامل انسان – کامپیوتر تا حد زیادی مطالعه اثر تصنعی را نادیده گرفته است . اصرار کردن بر نمایشهای ذهنی بعنوان مطالعه مکان هندسی مرتب است و تئوری فعالیت بعنوان یکی از راههای این کمبود معرفی شده است .

        در کار بعدی ، ناردی در مقایسه تئوری فعالیت با علم شناخت می گوید که "تئوری فعالیت بالاتر از همه تئوریهای اجتماعی هوشیاری است و بنابراین تئوری فعالیت قصد دارد هوشیاری را تعریف کند که همه وظیفه ذهنی شامل بخاطر آوردن ، تصمیم گیری ، طبقه بندی کردن ، عمومیت بخشیدن ،کارکرد انتزاعی  و غیره می باشد . مانند ماحصل تعامل اجتماعی ما با دیگر افراد و استفاده ما از" ابزار " برای تئوریهای فعالیت به نظر می رسد که " هوشیاری " وظایف ذهنی را نشان میدهد، در جائیکه بیشترین رویکردهای دیگر با روانشناسی هوشیاری از وظایف نا خود آگاه تشخیص داده می شوند.  

توضیح تئوری فعالیت

      این قسمت یک معرفی کوتاه از تئوری فعالیت ، و برخی نظریات مختصر در خلاقیت انسان در تئوری فعالیت و کاربرد تئوری فعالیت برای یادگیری و دانش تلویحی است.

فعالیت ها

تئوری فعالیت با نظرات فعالیت آغاز شد . یک فعالیت در یک سیستم انسانی " عمل کردن "تعریف می شود به موجب آن آزمودنی روی یک موضوع برای بدست آوردن یک نتیجه مطلوب ، کار می کند . بدین ترتیب برای این کار آزمودنی ابزارها را بکار می گیرد که ممکن است ببرونی باشند (مانند یک تبر ، یا یک کامپیوتر ) یا درونی (مانند یک طرح ) بعنوان یک ابزار ، یک فعالیت ممکن است یک عملکرد خودکار باشد که مرکز نامیده می شود . به عنوان مثال مابعدها  بسیاری از آزمودنیها  را خواهیم دید که ممکن است در فعالیتها بوجود آمده باشند و هر آزمودنی ممکن است یک یا چند انگیزه داشته باشد (مانند بهبود مدیریت ،ترویج خط مشی یا بدست آوردن کنترل روی یک منبع ضروری قدرت سازمانی بک مثال ساده از فعالیت :با در یک دعوت مرکز ممکن است  آن متصدی تلفن ( آزمودنی ) باشد ، کسی که در حال اصلاح گزارش صورت حساب یک مشتری است ( موضوع ) ،  بنا براین صحت داده های صورت حساب (نتیجه ) و بکار بردن یک خاتمه شایسته برای پایگاه داده ها ( ابزار ) نامیده می شود .

          کوتی تئوری فعالیت را در اصطلاح ساختار فعالیت خلاصه می کند . یک فعالیت شکلی از  انجام کارمستقیم  بر روی یک موضوع یا هدف است  و فعالیتها بر اساس اهدافشان از یکدیگر تشخیص داده می شوند .تغییر شکل دادن موضوع به سمت یک نتیجه وجود یک فعالیت را انگیزش می دهد . یک موضوع می تواند یک چیز مادی باشد اما همچنین آن می تواند کمتر ملموس باشد.

  کوتی سپس یک اصطلاح سوم را به نام  "ابزار "  اضافه می کند که بین موضوع و فعالیت واسطه هستند . هر دو همزمان، هم توانایی و هم محدودیت دارند: ابزار، آن موضوع را در فرایند تبدیل  با تاریخچه ای  مطمئن از  تجربه و مهارت شفاف شده  قدرت می بخشد .اما آن همچنان تعامل میان چشم اندازی از آن  ابزاریا وسایل مخصوص،  موضوع  را محدود کرده است و  دیگر مشخصه های بالقوه موضوع برای آزمودنی شکست ناپذیر باقی می ماند. 

 مانند ورونیکا که اظهار می کند ، ابزارها اهداف اجتماعی با روشها و طرق مطمئن عملیاتی  توسعه اجتماعی در بخش کارگری هستند فقط ممکن است آنها با اهداف  یک اقدام عملیاتی مطابق باشند.

سطوح تئوری فعالیت

یک فعالیت از یک سلسله مراتب سه سطحی طرح ریزی شده است . کوتی به طور کلی فرایند تئوری فعالیت را در یک سیستم سه سطحی نشان داده است .

  ورونیکا معتقد است که لئونیتیف تشرح می کند که اقدام و عملکرد با هم غیر منطبق هستند به نظر می رسد در اقدامها با ابزارها که آن اهداف اطلاعات شفاف شده عملکرد ها هستند و نه اقدامات و یا اهداف . اگر یک  فرد با یک هدف بخصوص  مواجه شود  ، بگوید پیاده کردن یک ماشین ( اوراق کردن آن) سپس آنها باید از یک عملکرد متنوع استفاده کند آن هیچ تفاوتی نمی کند که چطور عملکرد فرد یاد گرفته شود زیرا تنظیم کردن فرایند اقدامات مختلف برای هدفی که تازه وارد آن اقدام شده است ، تنظیم  شده است .

 همچنین سطوح فعالیت بوسیله مقاصدشان ( اهدافشان ) مشخص شده اند : فعالیتها با انگیزه ها ، تطبیق داده شده اتد ، اهدافی که بوسیله خودشان بوجود آمده اند . هر انگیزه ای یک هدف است اطلاعات  یا ایده ها که یک نیاز را ارضاء می کند . اقدامات فرایندهای  وظیفه ای پیروی شده از فعالیتها هستند ، آنها به اهداف خود آگاه ویژه هدایت شده اند . اقدامات از میان عملکردهایی که بوسیله شرایط واقعی فعالیت تعیین شده اند ، تشخیص داده می شوند . 

   انگستروم  یک مدل توسعه یافته برای یک فعالیت ارائه داد که به دیگر جامعه سازنده آن اضافه می شود . ( آنهایی که با همان هدف تقسیم شده اند ) و سپس قوانینی برای میانجی گری بین اهداف درونی و جامعه و تقسیم کار برای میانجیگری به آنها اضافه می کند .

 گوتی اصرار داشت که آن سه طبقه بندی باید بیشتر درک شود : یک ابزار می تواند در فرایند انتقال که شامل هر دو ابزارهای مادی و ابزار های مادی و ابزارهای  اندیشیدن استفاده شود. قوانین هر دو هنجارهای روشن و تلویحی و روابط اجتماعی درون یک جامعه را پوشش می دهد . تقسیم کار نشان می دهد که سازمانهای روشن و تلویحی یک جامعه به فرایندهای انتقال اطلاعات هدف به سمت نتایج مر بوط می شود .

  بنابر این تئوری فعالیت شامل این عقیده که یک فعالیت درون یک موقعیت اجتماعی ، یا بطور دقیقتر درون یک جامعه اتفاق می افتد. این روش با شرایط هماهنگ است بنا براین دو نتیجه میتوان گرفت :

1-       قوانین :  آنها روشن و تلویحی هستند و اینکه چگونه اهداف ذهنی  با جامعه هماهنگ می شوند ، تعریف می شوند .

2-       تقسیم کار : این توضیح می دهد که چطور اهداف عینی فعالیت به جامعه مربوط می شوند.

سطح اقدام درونی     

 تئوری فعالیت تعدادی از مفاهیم مفید را که به نشانه فقدان اصطلاح برای عوامل ساده که نا مناسب هستند ، نشان دادن بیشترین فرایند چارچوبهای قالب بندی شده پیش بینی می کند . یکی از این مفاهم سطح عملکرد درونی است . در  تئوری  فعالیت ، هر فعالیت در دو سطح تشخیص داده می شود :سطح درونی و سطح بیرونی .

سطح بیرونی ترکیب کنندگان عملکرد را نشان می دهد در صورتیکه سطح درونی اهداف ذهنی ترکیب کنندگان عملکرد  را نشان می دهد .

 کاپتیلین سطح عملکرد درونی را بعنوان توانایی انسان برای انجام کار تعریف می کند . در حقیقت روی یک نماینده درونی اهداف بیرونی قبل از شروع شدن عملکرد با اهداف درونی دستکاری شده است . برای جزییات بیشتر به مدل ورونیکا مراجعه شود .

   مفاهیم انگیزش ، اهداف و شرایط به چهارچوب بندی   عوامل ساده کمک می کند . یکی از اصول تئوری فعالیت این است که بسیاری فعالیتها چند بابر انگیزش شده اند ( چند انگیزه ای) برای نمونه ، یک برنامه ریز در نوشتن یک برنامه ممکن است نشانه اهداف را در جهت چند انگیزه ای ردیف کند مانند افزایش انعام یک ساله اش ، بدست آوردن ارتباط خط مشی تجربی و شرکت دادن اهداف سازمانی .

     تئوری فعالیت دوباره بحث می کند که اهداف درونی در جوامع ، با وساطت قوانین بین اهداف درونی و جامعه و یک تقسیم کار واسطه بین اهداف بیرونی و اجتماعی گروهبندی شده است . یک هدف درونی ممکن است قسمتی از چندین جامعه و یا یک جامعه باشد. خودش ممکن است از دیگر جوامع باشد. 

خلاقیت انسان

       خلاقیت انسان یک نقش مهم در تئوری خلاقیت « که وجود انسان ضرورتا وجودی خلاق است » ایفاد می کند در خلاقیت ویژگی غیر قابل پیش بینی وجود دارد « تیک هومیرو» همچنین مهمترین فعالیت خلاقیت را تحلیل می کند و میان آن با خلاقیت روتین تفاوت قائل است و می نویسد که به تغییر مهمی در مورد کامپیوتری شدن در تعادل فعالیت خلاق می آورد.

 

یاد گیری و دانش تلویحی

   تئوری فعالیت یک رویکرد جالب به مسائل مختلف یاد گیری و بویژه دانش تلویحی دارد. یادگیری مورد علاقه تئوریهای مدیریتی هدف درونی است اما اغلب در یک سیر انتزاعی تفکیک شده از فرایندهای کاری که این یاد گیری عرضه می شود . تئوری فعالیت یک نیروی بالقوه صحیح برای این تمایل تهیه کرد . در عوض بازنگری انگستروم کار نوتا گا دانش مطمئن پیشنهاد می کند که فرایند های یادگیری سازمانی شامل مراحل اولیه اهداف و شکل مشکلات در نوتاکا یافت نمی شود . لمپچی بیشتر از دیدن یادگیری بعنوان انتقال ماموریت ، شکل دادن به اداف یادگیری و درک دانش آموزی که به این چیزها نیز دیرند به فراگیری اطلاعات یادگیری فعالیت ، نسبت می دهد .

       بویژه مهمترین مطالعه یادگیری در سازمانها میئله دانش تلویحی است که طبق گفته لوناکا بیشتر شخصی و سخت است برای ارتباط برقرار کردن با دیگران یا برای تقسیم کردن با دیگران عملیات لئونیتیف یک دیدگاه با دیگران عملیات لئونیتیف یک دیدگاه مهم در این رابطه ارائه می دهد.

 بعلاوه کلید ایده انترناسیونالیسم ( اصالت مصالح بین المللی ) بود در اصل بوسیله ویگوتسکی بعنوان بازسازی درونی یک عملیات خارجی معرفی  شده بود. انتر ناسیونالیسم بعدها یک کلید واژه تئوری دانش تلویحی گردید و بعنوان یک فرایند روشن در دانش تلویحی انترناسیونالیسم تشریح شده بود . با انگستروم "کلید مکانیزم روانشناسی " کشف شده بود بوسیله  ویگوتسکی و دوباره بوسیله ورونیکا بحث شد.

تناقض ها


تناقض ها مواردی هستند که به ناهم خوانی های درونی یا بین عناصر، یا در میان فعالیت های مختلف و یا مراحل مختلف توسعه همان فعالیت اطلاق می شوند. آنها خود را به عنوان مشکلات، گسیختگی ها، خرابی ها، درگیری ها بروز می دهند. نظریه فعالیت تضادها را نه به عنوان مشکلات، بلکه به عنوان منابعی برای توسعه در نظر می گیرند. فعالیت ها عملا همواره در حال کار بر روی تضاد ها هستند که نتیجتاً به تسهیل تغییر می انجامد.

مفهوم تناقض در تئوری فعالیت بسیار مهم است. این تضاد یک ابزار تحلیلی ساده را برای تجزیه و تحلیل طراحی ارائه می دهد. اِنگستروم تحلیل می کند که تضادها در هر دو شکل داخلی در یک فعالیت مرکزی در نظر گرفته شده و بین فعالیت های مرکزی و فعالیت های مرتبط، چگونه به سوی کامل شدن حرکت می کنند.

بر طبق نظر اِنگستروم (1987)، هر سیستم فعالیت دارای چهار سطح از تناقض ها است که باید در تحلیل وضعیت کار دخیل باشد.

سطح اول تناقض ها: تضاد اولیه است. این تناقضی است که در یک گره مجزای فعالیت یافت می شود. این تناقض از تنش بین ارزش استفاده (use value) و ارزش تبادل (exchange value) به وجود می آید. این تناقض ها از تمامی گوشه های مثلث نفوذ کرده و منبع اصلی بی ثباتی و توسعه می شود. تناقض اولیه را می توان در مواقع خرابی بین افعالی که فعالیت را تشکیل می دهند درک کرد. این اقدامات چند انگیزه ای هستند. این بدان معنی است که فعلی مشابه می تواند توسط افراد مختلف برای اهداف گوناگون یا توسط همان افراد و به عنوان بخشی از دو فعالیت جداگانه به انجام رسد. این چند انگیزگی ممکن است در عمق تناقض ها منتج شده باشند.

سطح دوم تناقض ها: آن هایی هستند که بین گره های تشکیل دهنده اتفاق می افتند. به عنوان مثال، بین مهارت موضوع و ابزاری که او از آن استفاده می کند، یا بین قوانین و ابزار.

سطح سوم تناقض ها: بین فعالیت موجود و آن چیزی که با عنوان مدل پیشرفته تر آن فعالیت در نظر گرفته می شود به وجود می آید. این تنها ممکن است زمانی اتفاق بیافتد که یک فعالیت برای جایگیری در انگیزه یا شیوه ای جدید برای انجام کار، تغییر شکل بدهد. 
سطح چهارم تناقض ها: تضادهای بین فعالیت های مرکزی و فعالیت های مجاور هستند، به عنوان مثال فعالیت های تولید کننده ابزار، تولید کننده موضوع و تولید کننده قانون.

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۸ساعت 6:42  توسط فاطمه قوام   | 
  بالا