طراحی صنعتی (طراحی نوین)
 
 
این وبلگ در زمینه تخصصی طراحی صنعتی ایجاد شده است.
 

رفتارگرایی رویکردی در روانشناسی و تلفیقی از عناصر فلسفه، روش شناسی، و نظریه است. این رویکرد اوایل قرن بیستم به عنوان واکنشی به روانشناسی " ذهن گرایانه" - که اغلب در پیش بینی هایی که می توان ان ها را با روش های قوی تجربی ازمود مشکل داشت- ظهور کرد. انگاره یا اصل رفتارگرایی از جمله اصل متودولوژیکی و رادیکال، که در نوشته های جان بی. واتسون ، بی. اف. اسکینر و سایرین به چشم می خورد، این است که روانشناسی باید خود را درگیر رخدادها و وقایع قابل مشاهده نماید. در عمل، این به معنای تمرکز بر رخدادهای عمومی (رفتارهای افراد) و در عین حال نادیده گرفتن رخدادهای شخصی (افکار افراد) است. مکتب تفکری رفتارگرای متودولوژیکی بر این باور است که رفتارهایی این چنینی را می توان به طور علمی بدون رجوع به رخدادهای روانشناختی درونی یا سازه های فرضی نظیر افکار و اعتقادات، توصیف نمود.

از دوران ابتدایی ظهور روانشناسی در قرن 19م، مکتب فکری رفتارگرایی ، خصیصه های مشترک و متقارنی با جنبش های گشتالت و روانکاوی داشت اما با فلسفه ی ذهنی روانشناسان گشتالت، تفاوت های اساسی داشت. از تاثیرگذاران اصلی ان ایوان پاولو، بود که به جستجوی شرطی شدن کلاسیک پرداخت؛ که به روش های تحریک برای تثبیت رفلکس ها و رفتارهای پاسخ دهنده بستگی دارد: ادوارد تورندیک و جان بی. واتسون که روش های درون نگرانه را رد کرده و سعی داشتند روانشناسی را محدود به رفتارهای قابل مشاهده نمایند و بی. اف. اسکینر که به پژوهش در زمینه ی شرطی سازی عامل ( که از سوابق و پیامدها برای تغییر رفتار بهره می برد) پرداخت و بر مشاهده ی رخدادهای شخصی تاکید نمود، از فعالان این حوزه بودند.

در نیمه ی 2 قرن بیست، رفتار گرایی عمدتا تحت الشعاع انقلاب شناختی قرار گرفت و در این زمان بود که شناخت-رفتار درمانی که در اسیب شناسی های خاصی چون فوبیاهای ساده، PTSD و اعتیاد سودمند است، تکامل یافت. رفتارگرایی، که به عنوان تحلیل رفتار کاربردی مشهور است، در شرایط متعدد به کار بسته می شود از جمله در مدیریت رفتار سازمانی و برنامه های رژیم و تناسب اندام تا درمان اختلالات ذهنی نظیر اوتیسم و سوئ مصرف مواد. به علاوه، گرچه رفتارگرایی و مکاتب شناختی افکار روانشناسی ممکن است از نظر نظری با یکدیگر همخوانی نداشته باشند، در کاربردهای درمانی کاربردی نظیر تحلیل رفتار کلینیکی ، یکدیگر را تکمیل می کنند.

نسخه ها

هیچ طبقه بندی ای خاصی وجود ندارد که در سطح جهان کاملا پذیرفته شده باشد اما برخی عناوین که به شاخه های مختلف رفتارگرایی اتلاق می شود عبارتند از:

-         روش شناسی: رفتار گرایی واتسون دال بر ان است که تنها رخدادهای عمومی ( رفتارهای یک فرد) را می توان به طور عینی مشاهده نمود و در نتیجه رخدادهای شخصی (افکار و احساسات) را باید نادیده گرفت.

-         رادیکال: رفتارگرایی اسکینر، اصول رفتاری را به فرایندهای درون موجود زنده بسط می دهد اما هنوز معتقد است درون نگری بر چنین فرایندهایی، غیرقابل اعتماد است. ویلارد ون ارمن کوین از بسیاری ایده های رفتارگرایی رادیکال در مطالعه ی خود پیرامون دانش و زبان ، استفاده کرد.

-         تلئولوژیکی: پست –اسکینری، غایت نگر، نزدیک به اقتصاد خرد. بر خلاف فرایندهای شناختی، بر مشاهده ی عینی تمرکز دارد.

-         تئوریک: پست اسکینری، قابل مشاهده بودن حالات درونی را می پذیرد (" درون پوستی" زمانی به معنای "غیرقابل مشاهده " بود اما با فناوری های نوین، نمی توانیم تا این حد در مضیقه باشیم)؛ دینامیک، اما از نظر انتخاب ساختارهای تئوریک التقاطی است و بر ایجاز تاکید دارد.

-         بیولوژیکی: پست-اسکینری، متمرکز بر واحدهای ادراکی و حرکتی رفتار، نظریه ی سیستم های رفتار.

-         رفتار گرایی روانشناختی (PB) ارتور دابلیو.استاتس: نخستین رفتارگرایی عمومی که بر رفتار انسان تمرکز دارد. PB، زمینه ساز درمان رفتار شناختی شد و نظریه و تحقیقات اساسی برای یکی ساختن شرطی سازی عاطفی و رفتاری را میسر ساخته و مسیرهای جدید برای تحلیل رفتار پایه و کاربردی می گشاید.

دو زیر مجموعه عبارتند از:

-         هال و پست- هال: تئوریک، داده های گروهی، غیردینامیک، فیزیولوژیکی

-         غایت نگر: انتظار رفتارگرایانه ی تلمن از روانشناسی شناختی

تعریف

طبق بی. اف. اسکینر، رفتارگرایی فلسفه ی پشت علم رفتار است. اسکینر در تعریف رفتارگرایی رادیکال تاثیرگذار بود، فلسفه ای که اساس مکتب پژوهشی او را تبیین می کند  (تحت عنوان تحلیل تجربی رفتار یا EAB). درحالی که EAB از چند منظر روش شناسی و تئوریک، متفاوت از دیگر رویکردهای تحقیقات رفتاری است، رفتارگرایی رادیکال در پذیرش احساسات، حالات ذهن، و درون نگری که به طور علمی قابل درمان و موجود است، متفاوت است. این امر با مشخص کردن انها به عنوان چیزی غیر-دوگانه میسر می شود و در اینجا اسکینر رویکرد تقسیم - و - فتح  را اتخاذ می کند به طوری که برخی نمونه ها طبق شرایط جسمی یا رفتار تعریف می شود و برخی دیگر "تحلیل" وسیع تری را از نظر رفتار می پذیرند. هرچند، رفتارگرایی رادیکال به تعریف احساساتی که دلایل رفتار جنسی می باشند ناکام می ماند. از دیگر تفاوت ها، می توان ردکردن عکس العمل غیرارادی (رفلکس) به عنوان مدلی در توصیف تمام رفتارها و دفاع از علم رفتاری مکمل و درعین حال مستقل از فیزیولوژی را اشاره نمود. رفتارگرایی رادیکال ، هم پوشانی قابل توجهی با دیگر مواضع فلسفی غربی نظر عمل گرایی یا همان فلسفه ی اصالت عمل امریکایی دارد. روش دیگری که می توان به رفتارگرایی نظر انداخت از لنز اگوئیسم (خودپرستی) است که تحلیل علی عناصری است که رفتار انسان را با عنصر اجتماعی محکم ، تعریف می کنند.

نواوری های تجربی و مفهومی

این موضع اساسا فلسفی، از موفقیت نخستین کارهای تجربی اسکینر بر روی موش ها و کبوترها قوت گرفت که در کتاب های او تحت عنوان رفتار موجودات زنده وبرنامه ی  زمان بندی تقویت خلاصه شده است. مخصوصا مفهوم "پاسخ به عامل" او بسیار مهم بود که مثال موش و تله موش را به کار بست. برعکس ایده ی واکنش فیزیولوژیکی یا رفلکس، عامل به گروهی از واکنش های معادل از لحاظ کاربردی و متمایز از لحاظ ساختاری دلالت دارد. برای مثال، در حالی که ممکن است موش تله را با پنجه های راست یا چپ یا دم خود فشار دهد، پاسخ یا واکنش تمام انها در جهان یکسان بوده و پیامدی مشترک در پی خواهند داشت. عامل ها اغلب گونه های واکنش تلقی می شوند ، یعنی جایی که افراد متفاوت اند اما کلاس یا طبقه ی انها از نظر پیامدهای کاربردی با عاملان رابطه ی مستحکمی دارند. این تمایز روشنی میان نظریه ی اسکینر و نظریه ی S-R است.

 

کارهای تجربی اسکینر، پژوهش های قبلی در زمینه ی یادگیری از طریق ازمون و خطای محققانی چون تورندیک و گوتریه را هم با اصلاح مفاهیم – دیدگاه تورندیک نسبت به رابطه ی محرک-پاسخ کنار گذاشته شده است و اصطلاحات روش شناسی- استفاده از به اصطلاح "عامل ازاد"- نمایان شد. عامل ازاد به این دلیل چنین خطاب می شود که حیوان مجاز است با سرعت خود پاسخ دهد نه طی یک سری ازمون های تعیین شده توسط روش های ازمایشگر. طبق این روش، اسکینر کارهای تجربی قابل توجهی بر روی اثرات جدول های زمان بندی مختلف و نرخ تقویت سرعت پاسخ های عامل موش و کبوترها انجام داد. وی به موفقیت های قابل توجهی در تربیت حیوانات برای نشان دادن پاسخ های دور از انتظار به دست اورد و به نظم تجربی زیادی در سطح رفتاری رسید. این کار به تحلیل مفهومی خود او نیز اعتبار بخشید. در واقع تحلیل مفهومی او است که کار او را نسبت به هم رده های خود قوی تر می سازد و این نکته را می توان در کارهای اصلی او ایا نظریه های یادگیری ضرورت دارند؟ ردیابی نمود. در انجا به انتقاد از ضعف های نظری اما شایع در مطالعات روانشناسی پرداخت. انجمن تحلیل کمی رفتار، یکی از ثمرات مهم تحلیل تجربی رفتار است.

رابطه با زبان

با تغییر رویه ی اسکینر از کارهای تجربی به تمرکز بر شالوده های فلسفی علم رفتار، توجه او به زبان انسان معطوف شد و بازتاب ان در رفتار کلامی و دیگر نشریات مربوط به زبان هویدا است. رفتار کلامی، واژگان و نظریه ی مربوط به تحلیل کاربردی رفتار کلامی را پایه ریزی کرد و به شدت توسط نوام چامسکی به باد انتقاد گرفته شد.

اسکینر به نقد چامسکی پاسخ کاملی نداد اما مدعی شد چامسکی نتوانسته است ایده های او را درک کند و اختلاف میان این دو و نظریه های مربوطه شان پدید امد. نظریه ی درونی (innateness theory) مقابل نظریه ی رفتارگرایی است که ادعا می کند زبان مجموعه ای از عاداتی است که می توان از طریق شرطی شدن به انها دست یافت. طبق نظر برخی، این فرایند که رفتارگرایان تعریف می کنند ، فرایندی بسیار کند و رام است و نمی تواند پدیده ای پیچده همچون یادگیری زبان را توضیح دهد. انچه برای یک رفتارگرا در مورد تحلیل رفتار انسان مهم بود، کسب زبان نبود بلکه بیشتر به تعامل میان زبان و رفتار اشکار تمایل داشت. در مقاله ای که سال 1969 در کتاب او، احتمال تقویت، به چاپ رسید، اسکینر بر این باور بود که انسان ها می توانند محرک های زبانی را بسازند که سپس همچون محرک های خارجی، بر رفتارشان کنترل داشته باشد. امکان چنین "کنترل اموزشی" بر رفتار به این معنا است که احتمال تقویت همواره برخلاف دیگر حیوانات تاثیرات مشابهی بر رفتار انسان نخواهد داشت.تمرکز تحلیل رفتارگرایی رادیکال از رفتار انسان به تلاشی برای درک تعامل میان کنترل اموزشی و کنترل پیشامد احتمالی و هم چنین درک فرایندهای رفتاری که معین می کند چه دستورالعمل هایی ساخته شده و چه کنترلی بر روی رفتارشان نیاز دارند، تغییر کرد. اخیرا، خط جدیدی از تحقیقات رفتاری بر روی زبان تحت عنوان نظریه ی چارچوب منطقی اغاز شد.

اموزش

رفتارگرایی بر یک دیدگاه خاص از یادگیری تمرکز دارد: تغییر در رفتار خارجی از طریق تقویت هایی که برای شکل دادن به رفتار صورت می پذیرد. اسکینر دریافت رفتارها زمانی شکل می پذیرند که پای پاداش در میان باشد. رفتار مطلوب پاداش می گیرد و رفتار نامطلوب با تنبیه مواجه می شود. تلفیق رفتارگرایی در کلاس به معلمان امکان می دهد دانش اموزان خود را هم از نظر پیشرفت تحصیلی و هم فردی تضمین نمایند. در حوزه ی یادگیری زبان، این نوع اموزش، روش audio-lingual یا شنیداری-گفتاری نام دارد که مشخصه ی ان این است که کل کلاس عبارات و دیالوگ های کلیدی را با هم یکصدا می خوانند و بلافاصله تصحیح صورت می گیرد.

در محیط یادگیری پروژه-مدار (PBL)، دانش اموزان تشویق خواهند شد درگیر فرایند یادگیری و همکاری با گروهی های خود شوند و این کار از طریق تقویت مثبت توسط تسهیل سازی ماهر انجام می شود که اعمال مثبت مشارکت، سهم داشتن، و سوال پرسیدن انها را ارتقا دهد. رفتارهای منفی، نظیر عدم مشارکت، نقش منفی داشتن، می تواند در غیبت یک تقویت کننده ( نظیر تحسین یا توجه) رخ دهد. در دیدگاه رفتارگرایانه ی یادگیری، معلم فرد غالب در کلاس درس است و کنترل کامل در دست او است و ارزیابی یادگیری از معلم اغاز می شود و او د رمورد درست و غلط تصمیم می گیرد. فراگیر شانسی برای ارزیابی یا تامل در فرایند یادگیری ندارد.تنها به ان ها گفته می شود چه چیز درست است و چه چیز غلط. مفهوم سازی یادگیری با استفاده از این روش را می توان "مصنوعی" به حساب اورد زیرا تمرکز بر تغییرات خارجی رفتار است یعنی علاقه ای به فرایندهای درونی یادگیری که موجب تغییر رفتار می شود وجود ندارد و این گونه فرایندها جایی برای احساسات قائل نیستند.

شرطی شدن عامل

شرطی شدن عامل نخستین بار توسط بی. اف. اسکینر در سال 1937 مطرح شد و به اصلاح " رفتار داوطلبانه" یا رفتار عامل می پردازد. رفتار عامل در محیط عمل می کند و توسط پیامدهایش حفظ می شود. تقویت و تنبیه، ابزار هسته ای شرطی شدن عامل، یا مثبت اند یا منفی. اسکینر ، جعبه ی اسکینر یا اتاق شرطی شدن عامل را خلق کرد تا به کمک ان تاثیرات اصول شرطی شدن عامل بر روی موش ها را بیازماید. از این تحقیق، وی کشف کرد زمانی که به موش ها به طور منظم پاداش داده می شود، یادگیری انها بسیار موثر خواهد بود. اسکینر همچنین دریافت  می تواند رفتار موش را با استفاده از پاداش، شکل دهد که این کار به نوبه ی خود می تواند در مورد یادگیری انسان هم اعمال شود.

شرطی شدن کلاسیک

گرچه شرطی شدن عامل مهمترین نقش در بحث های مکانیزم های رفتاری را ایفا می کند، شرطی شدن کلاسیک ( یا شرطی شدن پاولوفی یا شرطی شدن پاسخ دهنده) نیز یک فرایند مهم رفتاری-تحلیلی است که لازم نیست به فرایندهای ذهنی یا دیگر فرایندهای درونی برگردد. ازمایشات پاولف بر روی سگ ها، اشناترین نمونه ی شیوه ی شرطی شدن کلاسیک است. در شرطی شدن ساده، به سگ محرک کوچکی نظیر نور یا صدا داده می شد و سپس غذا در دهان سگ قرار داده می شد. پس از چند بار تکرار این توالی، نور یا صدا به خودی خود سبب ترشح بزاق در سگ می شد. گرچه پاولف چند فرایند فیزیولوژیکی ازمایشی را که ممکن است در شرطی شدن کلاسیک دخیل باشد را مطرح کرد و پیشنهاد داد، اما این طرح او به تایید نرسید. ایده ی شرطی شدن کلاسیک به جان واتسون که یکی از رفتارگرایان بود کمک کرد متوجه شود مکانیزم های اصلی نحوه ی کسب رفتارهایی که انسان انجام می دهد را کشف کند که در واقع یافتن رفلکسی طبیعی است که پاسخ مد نظر را ایجاد می کند.

رفتارگرایی مولار در مقابل رفتارگرایی ملکولی

دیدگاه اسکینر در مورد رفتار اغلب دیدگاهی ملکولی نسبت به رفتار است یعنی رفتار را می توان به اتم های سازنده یا ملکول های ان تجزیه نمود. این دیدگاه همسو با توصیف کامل اسکینر از رفتار که در دیگر اثاروی ارائه شده اند نیست؛ از جمله مقاله ی 1981 وی تحت عنوان " انتخاب از روی پیامدها". اسکینر پیشنهاد کرد گزارشی کامل از رفتار نیازمند شناخت تاریخچه ی انتخاب در سه سطح است: بیولوژی ( انتخاب طبیعی یا تکامل نژادی حیوان)؛ رفتار (تاریخچه ی تقویت یا رشد شناسی مجموعه ی رفتاری حیوان)؛ و در برخی گونه ها، فرهنگ ( شیوه های فرهنگی گروه اجتماعی ای که حیوان بدان تعلق دارد. این ارگانیسم یا موجود زنده سپس با محیط خود تعامل برقرار می کند.

رفتارگرایان مولاری، نظیر هاوارد راچلین، ریچارد هرنستین و ویلیام بوم معتقدند رفتار را نمی توان با تمرکز بر رخدادهای لحظه ای درک کرد و شناخت. یعنی معتقدند رفتار د ربهترین حالت به عنوان محصول نهایی پیشینه ی یک ارگانیسم درک میشود. رفتارگرایان مولاری معتقدند سازه های ملکولی استاندارد نظیر " قوت رابطه ای" بهتر با متغیرهای مولاری نظیر نرخ تقویت جایگزین می شوند. از این رو، رفتارگرای مولاری " عشق به کسی" را به صورت الگوی رفتار عاشقانه در طول زمان توصیف می کنند. هیچ دلیل مجزا و تقریبی از رفتار عاشقانه وجود ندارد بلکه تنها پیشینه ی رفتارها ( که رفتار کنونی هم می تواند نمونه ای از ان باشد) را می توان در عشق "خلاصه" کرد.

در فلسفه

رفتارگرایی ، جنبش روانشناسی است که می توان ان را نقطه ی مقابل فلسفه ی ذهن قرار داد. پیش فرض اصلی رفتارگرایی رادیکال  این است که مطالعه ی رفتار باید یک علم طبیعی باشد نظیر علم شیمی یا فیزیک، بدون هیچ رجوعی به حالات درونی فرضی ارگانیسم به عنوان علل ان رفتار. انواعی که کمتر رادیکال هستند ، موضع فلسفی تجربه ی درونی، ذهنی، و فاعلی دغدغه ی انها نیست. رفتارگرایی، دیدگاهی کارکردی نسبت به رفتار دارد. طبق نظر ادموند فانتینو و همکاران: " تحلیل رفتار به مطالعه ی پدیده هایی که طبیعتا تحت تسلط روانشناسان شناختی و اجتماعی قرار دارند بسیار کمک می کند. امیدواریم اعمال موفق نظریه و روش شناسی رفتاری نه تنها به روشن ساختن مسائل اصلی قضاوت و انتخاب بیانجامد بلکه به تایید هر چه بهتر رویکرد رفتاری ختم شود.

احساسات رفتارگرایان در فلسفه ی زبان و فلسفه ی تحلیلی چیز غریبی نیستند. گاهی اوقات بحث می شود لودویگ ویتجنستین، از موضع رفتارگرایی دفاع می کرد ( برای مثال بحث سوسک در جعبه) اما گرچه رابطه هایی مهم میان افکار او و رفتارگرایی وجود دارد، این ادعا که وی یک رفتارگرا بود ، بسیار بحث برانگیز است. الان تورینگ ریاضیدان، نیز گاهی اوقات رفتارگرا نامیده می شود اما وی خود به چنین تعریفی اعتقاد ندارد. در مثبت گرایی منطقی و تجربی ( نظیر انچه رودولف کارناپ و کارل همپل بیان می دارند)،معنای جملات و اظهارات روانشناسی ، شرایط تصدیق انها هستند که شامل رفتاری است که اشکارا انجام شده است. دابلیو. وی کویین از نوعی رفتارگرایی استفاده کرد که تحت تاثیر برخی ایده های اسکینر ، در کار او بر روی زبان بود. گیلبرت رایل از رشته ی مجزایی از رفتارگرایی فلسفی دفاع کرد که در کتاب او تحت عنوان مفهوم ذهن طرح شده است. ادعای اصلی رایل این بود که دوگانگی ها غالبا نشان دهنده ی " خطاهای طبقه بندی" اند و از این رو در واقع سوئ تفاهمی در استفاده از زبان معمول اند. دنیل دانت به همین منوال خود را نوعی رفتارگرا می دانست گرچه نقدهای زیادی بر رفتارگرایی رادیکال دارد.

دنت معتقد است تفاوت مهمی بین توضیح دادن و از سرباز کردن وجود دارد. اگر توضیحات مان از رفتاری ظاهرا منطقی به شدت ساده باشد، ممکن است این طور برداشت شود که ان رفتار واقعا منطقی نبود. اما اگر توضیحات بسیار پیچیده و بغرنج باشد، این طور برداشت نمی شود که رفتار منطقی نیست بلکه تصور می شود حال شناخت بهتری از منطق داریم _ مقایسه کنید: اگر بخواهیم ببینیم یک برنامه ی کامپیوتر چطور مسائل را با جبر خطی حل می کند،نمی گوییم ان را حل نمی کند، بلکه تنها می گوییم می دانیم چطور این کار را انجام میدهد. از طرف دیگر، در مواردی چون برنامه ی Weizenbaum ELIZA، توضیحات در مورد نحوه ی انجام یک مکالمه توسط کامپیوتر انقدر ساده است که درست ترین چیزی که باید بگوییم  این است که دستگاه مکالمه ای را انجام نمی دهد، و این تنها یک حقه است)

                                               کورتیس براون، فلسفه ی ذهن، "رفتارگرایی: اسکینر و دنت"

تحلیل رفتار قرن 21م

از سال 2007 به بعد، رفتارگرایی مدرن تحت عنوان "تحلیل رفتار" ، حوزه ای نوظهور به حساب می اید. انجمن تحلیل رفتار: بین المللی (ABAI) در حال حاضر 32 شعبه ی منطقه ای و دولتی درون امریکا دارد. تقریبا 30 شعبه ی دیگر نیز در سرتاسر اروپا ، اسیا، امریکای جنوبی، و اقیانوسیه پدیدار شده اند. علاوه بر 34 کنفرانس سالانه که توسط ABAI در امریکا و کانادا برگزار می شود، ABAI ، پنجمین کنفرانس بین المللی سالانه را در 2009 در نروژ برگزار کرد. توسعه ی مستقل تحلیل رفتار خارج از امریکا نیز به رشدخود ادامه می دهد. برای مثال، در 2013، انجمن تحلیل رفتار انگلستان تاسیس شد تاتوسعه ی علم و شیوه ی تحلیل رفتار در سرتاسر انگلستان را ارتقا دهد.

طبق مروری بر 30 گروه دارای علاقه مندی های خاص (SIGها) در ABAI، علایق تحلیل گران رفتار بسیار متنوع و گسترده است. چنین علاقه مندی هایی شامل هر چیز می شود. از معلولیت های رشدی و اوتیسم گرفته تا روانشناسی فرهنگی، روانشناسی بالینی، رفتار کلامی، مدیریت رفتار سازمانی.

از دهه ی 1960، به کار بستن فناوری رفتاری معروف به تحلیل رفتار کاربردی یا ABA به خوبی در حوزه ی معلولیت های رشدی جا افتاده است. درمان افراد مبتلا به اختلالات اوتیسم از اواسط دهه ی 1990 سرعت گرفت. این تقاضای خدمات، تشکیل برنامه ی اعتبار بخشی حرفه ای تحت مدیریت هیات صدور گواهی تحلیل رفتار (BACB) را ترغیب کرد. اوایل 2012، بیش از 300  BACB ، توالی دوره ی ارائه شده توسط 200 دانشگاه و کالج سرتاسر جهان که دانش اموزان را برای دریافت این گواهینامه ها اماده می کردند به تایید رسیدند و تقریبا 11 هزار فرد دارای گواهی نامه ی BACB ، که غالبا در ایالات متحده ی امریکا مشغول به کار هستند. انجمن تحلیل گران رفتار حرفه ای در 2008 تاسیس شد تا نیازهای این متخصصان ABA را رفع نماید.

تحلیل گران رفتار مدرن نیز شاهد افزایش حجم تحقیقات و برنامه های کاربردی مربوط به زبان و شناخت و توسعه ی نظریه ی چارچوب رابطه ای بوده اند (RFT). RFT همچنین اساس تجربی درمان تعهد و پذیرش (ACT) را تشکیل می دهد. در واقع، محققان و دست اندرکاران RFT/ACT انقدر برجسته شده اند که سازمان تخصصی خود را تشکیل داده و کاملا گرایش رفتاری داشته و معروف به انجمن علوم رفتاری زمینه ای (ACBS) است. این انجمن به سرعت ظرف چند سال رشد کرد و امروزه بیش از 5 هزار عضو در جهان دارد.

برخی از ژورنال های برجسته ی تحلیل رفتار شامل ژورنال تحلیل رفتار کاربردی (JABA)، ژورنال تحلیل تجربی رفتار (JEAB)، ژورنال مدیریت رفتار سازمانی (JOBM) ، موضوعات رفتاری و اجتماعی (BSI) و پیشینه ی روانشناسی می باشند. در حال حاضر، امریکا 14 برنامه ی کارشناسی ارشد و دکترا تحت مجوز ABAI برای مطالعه و پژوهش های جامع در تحلیل رفتار داراست.

تحلیل رفتار و فرهنگ

از نخستین روزها، تحلیل فرهنگی همیشه در بطن فلسفی رفتارگرایی رادیکال بوده است. طی دهه ی 1980، تحلیل گران رفتار، مخصوصا سگرید گلن، مبادله ی سودمندی با باستان شناس فرهنگی ، ماروین هریس ( برجسته ترین طرفدار "ماتریالیسم فرهنگی" ) داشت. اخیرا، تحلیل گران رفتار، مجموعه ای ازمایشات کاوشی اغاز کرده اند و تلاش می کنند به سوی این هدف گام بردارند. رفتارگرایی همچنین غالبا در توسعه ی بازی مد نظر قرار می گیرد گرچه این برنامه ی کاربردی بسیار بحث برانگیز است.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۷ساعت 21:43  توسط فاطمه قوام   | 
  بالا